خانم پاتریشیا زوندی یائو

“یک SME با پشتیبانی خوب می‌تواند به یک موتور اقتصادی قدرتمند برای کل یک کشور تبدیل شود.

– پاتریشیا زوندی یائو

خانم پاتریشیا زوندی یائو (رئیس جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط – MSME)

یک چشم‌انداز، یک مبارزه، یک رنسانس برای شرکت‌های کوچک و متوسط ساحل عاج

 

خانم پاتریشیا زوندی یائو، به عنوان رئیس جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط ساحل عاج (MSME)، تجسم دقت استراتژیک و اشتیاق به این حوزه است. او که مدت‌هاست به ترویج کارآفرینی در ساحل عاج متعهد است، مصاحبه‌ای اختصاصی و عمیق با تیم تحریریه “سایگلین-آفریقا” (SAIGLOIN-AFRICA) انجام داد که در آن به حرفه الهام‌بخش خود، ابتکارات کلیدی سازمانش و چشم‌اندازش برای آینده شرکت‌های کوچک و متوسط ساحل عاج می‌پردازد. او با قاطعیت می‌گوید: “یک شرکت کوچک و متوسط با پشتیبانی خوب می‌تواند به یک موتور اقتصادی قدرتمند برای کل کشور تبدیل شود”.

 

تو حقوق خواندی. چرا دنبال شغل وکالت نرفتی؟

اعتراف می‌کنم که شاید همین‌طوری و بدون هیچ اشتیاق واقعی وارد دانشکده حقوق شدم، چون رویای من در جوانی این بود که راهبه شوم. وقتی مردم از من می‌پرسیدند: «بعداً می‌خواهی چه کار کنی؟» همیشه جواب می‌دادم که می‌خواهم راهبه شوم. چون در مدرسه‌ام با راهبه‌ها وقت می‌گذراندم. من در یک مدرسه کاتولیک که توسط خواهران در سوبره اداره می‌شد، درس می‌خواندم و به آن راهبه‌ها خیلی نزدیک بودم. بنابراین کارشان را تحسین می‌کردم چون می‌دیدم که در کلینیک مردم را درمان می‌کنند. آنها یک درمانگاه داشتند که در آنجا به همه خدمات درمانی ارائه می‌دادند.

و بنابراین من با دو راهبه به نام‌های خواهر مارت و خواهر ماری ایوان خیلی نزدیک بودم. من به آن دو راهبه نزدیک بودم و همه جا آنها را دنبال می‌کردم. با آنها، خدمات زندان را انجام می‌دادم چون آنها برای ملاقات زندانیان به زندان‌ها می‌رفتند. و آن موقع بود که با خودم گفتم، از کاری که آنها انجام می‌دهند خوشم می‌آید، پس می‌خواهم راهبه شوم.

وقتی به سال آخر دبیرستان رسیدم، شروع به پرسیدن سوالات درست از خودم کردم. اعتراف می‌کنم که در نهایت می‌خواستم به مؤسسه ملی پلی‌تکنیک (INP) بروم. INP کمی وسوسه‌ام می‌کرد، اما دیپلم ادبی داشتم.

برای ورود به دانشکده کشاورزی، باید دیپلم علمی می‌داشتید. با این حال در آزمون رقابتی ESCA (مدرسه عالی تجارت و بازرگانی) شرکت کردم، اما موفق نشدم. و بعد، بالاخره، یک برادر بزرگتر، یک دوست، از من خواست که حقوق را امتحان کنم، چون درها را باز می‌کند.

این‌طور بود که در دانشکده حقوق ثبت نام کردم و اعتراف می‌کنم که پشیمان نشده‌ام، زیرا معتقدم حقوق رشته‌ای است که فرصت‌های زیادی را ارائه می‌دهد.

به جز اینکه وقتی فارغ‌التحصیل شدم، می‌دانستم که می‌خواهم همه کار انجام دهم، جز پوشیدن لباس وکالت، ردای مشکی. سعی کردم ببینم آیا می‌توانم دیپلم تخصصی عالی (DSS) در حقوق بانکی بگیرم. می‌خواستم به داکار، به دانشگاه شیخ آنتا دیوپ (UCAD) بروم.

و بعد، چیزی به ذهنم رسید چون با مادرم بودم که مغازه‌دار بود. در طول سال تحصیلی، مادرم برای فروش به مدرسه ما می‌آمد و بنابراین در زنگ تفریح، به او در فروش کمک می‌کردم. در طول تعطیلات، با مادرم تجارت می‌کردم. او را برای فروش در روستاهای سوبره، از جمله یاباهیو، اوکروهیو، میگویی و غیره (که در آن زمان روستا بودند) همراهی می‌کردم.

من از تجارت لذت می‌بردم چون پول در می‌آوردم. بعد از فروش، مادرم به من پورسانت می‌داد. از تعامل لذت می‌بردم، از فروش لذت می‌بردم.

 

مگر نه اینکه ذوق کارآفرینی از آنجا آمده؟

فکر می‌کنم همینطور است. اما به جز اینکه در آن زمان، کارآفرینی هیچ معنایی نداشت. ما فکر می‌کردیم کارآفرینان، تاجران هستند. منظور ما افرادی بودند که سایت‌های ساختمانی را مدیریت می‌کردند.

از آنجایی که در مدرسه خیلی باهوش بودم، نمی‌دانستم چگونه به پدرم بگویم، مخصوصاً که او پول زیادی را صرف تحصیل من کرده بود، که می‌خواهم یک تاجر شوم، در حالی که برای او، باید شغل حقوق را دنبال می‌کردم. قرار بود فرزند بزرگترمان پزشک شود، و فرزند دوممان متخصص کشاورزی. می‌خواستم بفروشم. وقتی می‌گویم بفروشم، واقعاً منظورم فروش در روستاها است. اما چگونه می‌توانستم او را متقاعد کنم؟ کمی سخت بود.

 

چطور توانستی او را متقاعد کنی؟

فکر می‌کنم شاید به خاطر جدیت من بود. آنقدر جدی بودم که او دید که من تمام تلاشم را می‌کنم. و بعد، دید که من تلاش می‌کنم، که کمی پول درمی‌آورم. اما برای او، هنوز هم چیزی ناپایدار بود، زیرا شغل در یک اداره یا یک شرکت بسیار امن‌تر است. اما فکر می‌کنم او خیلی هم اشتباه نمی‌کرد زیرا در آن زمان، حرفه یک کارآفرین پایدار نبود.

بالاخره، با گذشت زمان، دید که من پرشور هستم، که در مورد کاری که انجام می‌دهم جدی هستم. او در نهایت به من لطف کرد. فکر می‌کنم قبل از اینکه تصمیمش را بگیرد، خیلی به من افتخار می‌کرد. یادم می‌آید وقتی جایزه ملی تعالی کارآفرینان جوان را برنده شدم و خبر را به او گفتم، اعتراف می‌کنم که چیزی را در چهره پدرم دیدم که قبلاً هرگز ندیده بودم.

قبل از همه اینها، من در طبقه همکف کتاب می‌فروختم و غرفه‌های کسب و کارهای کوچک را مدیریت می‌کردم. وقتی در دانشکده حقوق بودم، در دانشگاه فروشنده بودم. کمی از هر کاری را انجام می‌دادم. حداقل، در زندگی، هیچ سختی‌ای نداشتم، چون همیشه کمی پول داشتم.

   

پاتریشیا زوندی یائو، رئیس فعلی MSME: تعهد و عزم راسخ در خدمت به شرکت‌های کوچک و متوسط در ساحل عاج.

 

شما اکنون رئیس MSME هستید. مراحل اصلی که شما را به این سمت رساند چه بود؟

من حدود سال ۲۰۰۹ با این انجمن آشنا شدم، اما دوره‌ای از بحران در آن بود زیرا اوضاع بین رهبران مختلف آنجا پرتنش بود.

به خودم گفتم که اگر کارآفرین هستم، هنوز باید با انجمنی ارتباط برقرار کنم که بتوانم از آن کمک بگیرم. به این ترتیب به آنجا رسیدم. و سپس عضو شدم و خیلی فعال‌تر شدم.

بعد از آن، سمت رئیس کمیته را داشتم. واقعاً خیلی فعال بودم. در تمام جلسات، تمام جلسات آموزشی شرکت می‌کردم. و سپس در سال ۲۰۱۸، به عنوان معاون رئیس MSME منصوب شدم. اما اعتراف می‌کنم که واقعاً پس از یک مشاهده تصمیم گرفتم این قدم را بردارم.

 

کدام یک؟

وقتی در برنامه دانشگاه استنفورد در آکرا شرکت کردم، دیدم که فرصت‌های زیادی برای حمایت از کارآفرینان وجود دارد. به جز اینکه این نهادها نمی‌توانند مستقیماً برای حمایت از شرکت‌های کوچک و متوسط بیایند. آنها باید از طریق سازمان‌هایی که بخشی از یک انجمن هستند، چیزی شبیه یک سازمان چتر، اقدام کنند. و دیدم که در کشورهای شرق آفریقا، بودجه زیادی برای ظرفیت‌سازی تزریق می‌شود.

و وقتی به آنچه در اینجا انجام می‌شود نگاه کردم، متوجه شدم که کافی نیست. سپس متوجه شدم که فراتر از همه اینها، مسائل مدیریتی وجود دارد.

و سپس، اعتراف می‌کنم که برخی از اعضا، به خصوص معاون رئیس فعلی‌ام، که به من گفت باید زمام جنبش را به دست بگیرم، مرا تحت فشار قرار دادند. به او گفتم که علاقه‌ای ندارم زیرا کارهای زیادی برای انجام دادن دارم. او متقاعد شد که با ارتباطاتی که دارم، می‌توانم MSME را رهبری کنم. آن موقع بود که فکر کردم چرا که نه؟

 

چه چیزی باعث شد که بالاخره این پیشنهاد را بپذیرید؟

بعد از او، شخص دیگری بود که مرا به این تصمیم تشویق کرد. در نهایت، به خودم گفتم از آنجایی که همیشه در زندگی‌ام خوش‌شانس بوده‌ام، از آنجایی که از یک برنامه بهره‌مند شده‌ام، شبکه دارم و ارتباطات لازم برای توسعه شخصی کسب و کارم را دارم، چرا باید خودم را کنار بکشم؟

بنابراین به خودم گفتم اگر می‌توانم در ساختن این جنبش نقشی داشته باشم، باید قبول کنم که آن را انجام دهم. به خصوص از آنجایی که زبانی وجود داشت که دوست نداشتم. هر بار که می‌شنیدم مردم در مورد SMEها صحبت می‌کنند، آنها را اراذل و اوباش معرفی می‌کردند، به آنها می‌گفتند بی‌وجدان، بی‌ساختار و بی‌مسئولیت.

با این حال، من زنان و مردانی را می‌بینم، رهبران SMEها، که هر روز صبح از خواب بیدار می‌شوند تا با تمام چالش‌ها روبرو شوند و سعی می‌کنند اقتصاد را آجر به آجر به حرکت درآورند. بنابراین به خودم گفتم که باید گفتگویی بین ناشنوایان وجود داشته باشد. زیرا از یک طرف، واقعیت این مردان و زنانی وجود دارد که هر روز صبح از خواب بیدار می‌شوند تا سر کار بروند، سعی می‌کنند در پایان ماه درآمد کسب کنند، صورتحساب‌هایشان را پرداخت کنند، مالیات خود را بپردازند زیرا کارآفرینی دنیای آرامی نیست، و از طرف دیگر، افرادی هستند که تصور تا حدودی اشتباهی دارند که این مردان و زنان هیچ کاری برای انجام دادن ندارند.

آن موقع بود که به خودم گفتم باید سعی کنیم این تصویر را ترمیم کنیم. این چیزی بود که من را علاقه‌مند کرد: چگونه تصویر SMEها را ترمیم کنیم، برداشت اشتباهی را که برخی از SMEها دارند، اصلاح کنیم.

البته، نمی‌گویم مشکلی وجود ندارد. همه جا مشکل وجود دارد. اما ما باید آنچه را که می‌توان ترویج کرد، ترویج کنیم. بنابراین به خودم گفتم، بیایید زمام امور را به دست بگیریم، سعی می‌کنیم هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم، سعی می‌کنیم کارها را انجام دهیم.

به خصوص وقتی تاریخچه MSME را خواندم، دیدم که این انجمن، فکر می‌کنم در سال‌های ۱۹۹۹-۲۰۰۰، ۲۰۰۰ عضو داشته است. این یک انجمن فوق‌العاده با دارایی‌های املاک و مستغلات بود، یک انجمن مهم، که مراسم خود را در هتل ایووآر برگزار می‌کرد. و سپس من شاهد انجمنی بودم که از ۲۰۰۰ عضو به ۴۱ عضو کاهش یافت.

به خودم گفتم، به جای انتقاد، چرا خودمان سعی نکنیم کاری را که باید انجام دهیم، انجام دهیم؟ سپس تصمیم گرفتم دیگر منفعل نباشم. بنابراین تصمیم گرفتم جنبش را رهبری کنم تا تغییرات لازم را ایجاد کند.

 

گذشته از تعاریف آکادمیک، کارآفرینی برای شما چه معنایی دارد؟

تعریفی وجود دارد که من دوست دارم، تعریفی که در استنفورد کشف کردم. در استنفورد، ما می‌گوییم کارآفرین، یا در کارآفرینی، کسی است که با توسعه یک کالا، یک خدمت یا یک محصول، به دنبال حل یک مشکل اجتماعی است. اما از آنجایی که این محصول نیاز کسی را برآورده می‌کند، آن شخص حاضر است برای خرید آن از جیب خود خرج کند. و وقتی آن شخص آن را می‌خرد، البته پول به دست می‌آید و شما باید بدانید که چگونه آن پول را توزیع کنید.

بنابراین این ثروت است؛ ثروت ایجاد می‌کند. این ثروت باید به اشتراک گذاشته شود. البته، خود کارآفرین بخشی از آن را برمی‌دارد، اما همچنین در مورد توانایی توزیع آن ثروت بین همه است: کارمندانی که با آنها کار می‌کند، همکارانش، جامعه، دولت و غیره.

برای من، ابتدا باید تمایلی برای حل یک مشکل وجود داشته باشد و پشت آن تمایل باید یک خدمت، یک کالا یا یک محصول باشد. اما ما در اینجا متوقف نمی‌شویم زیرا ما یک سازمان مردم نهاد نیستیم.

خلاصه اینکه، باید یک مدل اقتصادی وجود داشته باشد که نیازهای زندگی کسی را برآورده کند که وقتی خدمات یا محصول را می‌بیند، به پرداخت هزینه ترغیب شود. همه اینها ثروت ایجاد می‌کند. این ثروتی است که بین همه طرف‌ها تقسیم خواهد شد.

 

چه تعریفی از SME ارائه می‌دهید؟

از نظر من، این موتور اصلی اقتصاد است. بر اساس مخفف فرانسوی “PME”، من می‌گویم P (برای main)، M (برای engine) و E (برای economy). بنابراین برای من، SME (PME به زبان فرانسوی) به معنای موتور اصلی اقتصاد است. و وقتی به ساختار اقتصادی خود نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که ۹۸٪ از SMEها اقتصاد ساحل عاج را اداره می‌کنند، از نظر من، این موتور محرک اصلی اقتصاد است.

 

چه ارزش‌هایی تعهد شما را به SMEها در ساحل عاج هدایت می‌کند؟

اول، می‌خواهم بگویم که اشتیاق وجود دارد. من عاشق کاری هستم که انجام می‌دهم. من در هر نبردی نمی‌جنگم، من در نبردهایی می‌جنگم که به آنها علاقه دارم، بنابراین حتی وقتی سخت است، در هر کاری که انجام می‌دهم اشتیاق وجود دارد زیرا عاشق کاری هستم که انجام می‌دهم، عاشق SMEها هستم، عاشق اعضایم هستم، عاشق مردم هستم. در واقع عشق به مردم وجود دارد.

سپس، هر چیزی که برای من صداقت است وجود دارد و واقعاً یکی از ارزش‌های بزرگی است که والدینم به من منتقل کرده‌اند: صداقت. سپس، عشق به کار وجود دارد. پدرم همیشه می‌گوید هیچ رازی وجود ندارد: “اگر کار کنی، نتیجه می‌گیری. اگر کار نکنی، نتیجه نمی‌گیری.” برای من، اشتیاق، صداقت و عشق به کار وجود دارد، یک کار خوب انجام شده، مهمتر از همه، این چیزی است که هر روز مرا هدایت می‌کند.

 

شما به عنوان یک کارآفرین زن مطمئناً با چالش‌هایی روبرو بوده‌اید.

بله، البته! من با چالش‌های متعددی روبرو بوده‌ام، زیرا وقتی از یک کسب و کار غیررسمی مانند کاری که با مادرم اداره می‌کردم به یک شرکت رسمی بدون حمایت زیاد می‌روید، پیچیده است. این گذار آسان نیست.

به یاد دارم که با وجود اینکه حقوق خوانده بودم، روزی خودم را در حال پرداخت اسناد مالیاتی یافتم. من کارم را انجام می‌دادم و چند چیز کوچک می‌فروختم. ثانیاً، در زمانی که من می‌فروختم، آموزش یا آگاهی زیادی در مورد کارآفرینی وجود نداشت. اعتراف می‌کنم که آموزش واقعی من در کارآفرینی در سال ۲۰۱۴ با برنامه‌ای که قبلاً به آن اشاره کردم، آغاز شد. درست است که من کارهایی از این دست انجام دادم، اما در واقع فرآیند را درک کردم. این آموزش به من آموخت که کاری را که انجام می‌دادم به روشی نسبتاً کوچک ساختار دهم؛ ساختارمند نبود.

وقتی کشف می‌کنید که چگونه است، اکنون یاد می‌گیرید که چگونه کسب و کار خود را ساختار دهید. بزرگترین چالش واقعاً این بود: گذار از جنبه غیررسمی به جنبه رسمی بدون هیچ گونه حمایتی. امروزه، همه جا حمایت زیادی وجود دارد.

بعد از آن، چالش‌های زیادی وجود دارد، اما این‌ها چالش‌های رایج کسب‌وکار هستند. تأمین مالی اکنون کمی کمتر چالش‌برانگیز است، اما تشکیل تیم، رهبری و مدیریت یک تیم. وقتی در بخش غیررسمی بودم، اوضاع به این شکل نبود. با آموزش، کم و بیش سعی می‌کنم این بار را جبران کنم.

 

آموزش حقوقی شما چگونه در کاری که امروز انجام می‌دهید به شما کمک می‌کند؟

آه، خیلی به من کمک می‌کند! چون از هر نظر، در هر سطحی به من کمک می‌کند. من وقتی در دانشکده حقوق بودم، درسی به نام اقتصاد سیاسی گذراندم. برای من، حقوق محدود به مقالاتی بود که باید از بر یاد می‌گرفتم. اما من در مورد این دوره یاد گرفتم؛ برای من یک کنجکاوی بود.

این یک دوره نسبتاً جامع بود که امروز به من اجازه می‌دهد محیط کسب و کار را به عنوان یک کارآفرین درک کنم. زیرا وقتی تمام می‌کنید، باید بدانید که چه عوامل اقتصادی و سیاسی را باید در محیط خود در نظر بگیرید. واقعاً به من کمک می‌کند.

در زمینه MSME، به من کمک کرد تا چارچوب نظارتی جنبش را درک کنم. در اقتصاد سیاسی، ما در مورد مالیات آموختیم که به شما امکان می‌دهد دنیای مالیات را به عنوان یک کارآفرین درک کنید. این به شما امکان می‌دهد رویکرد خود را به مالیات بهینه کنید. برای من، واقعاً یک برنامه آموزشی جامع بود.

بعد از آن، حقوق تجارت را مطالعه کردم، حقوقی که بسیار به تجارت نزدیک‌تر است. درست است که من دیگر یک متخصص حقوقی نیستم. اما حداقل می‌توانم همه ذینفعان را به چالش بکشم و با آنها صحبت کنم، چه وکیل باشند، چه مشاور حقوقی‌ام، یا مشاور مالیاتی‌ام.

 

چه توصیه‌ای به کارآفرینان جوان ساحل عاجی، و به ویژه زنان، دارید؟

آه! فکر می‌کنم اول از همه، باید بدانید که چگونه انتخاب کنید. نباید به عنوان یک مد زودگذر وارد کارآفرینی شوید، زیرا دنیای آرامی نیست. مواقعی هست که می‌خواهید بازی کنید، می‌خواهید آواز بخوانید، خوشحال هستید. زمانی هست که از خودتان می‌پرسید: “چه کسی مرا به اینجا فرستاده است؟” و از خود می‌پرسید که آیا انتخاب درستی کرده‌اید یا خیر.

من آن مرحله را پشت سر گذاشتم، اما از خودم سوالات درستی پرسیدم. از خودم پرسیدم: «اما مگر حرف پدرم بهترین انتخاب نبود؟ آیا مجبور بودم بروم و کار کنم تا کارمند شوم؟ این مواقعی است که آدم همه این سوالات را از خودش می‌پرسد.»

بعد، یکی از جنبه‌هایی که هرگز نباید نادیده گرفته شود، آموزش است. چون این تصور به ما دست می‌دهد که می‌توانیم همین‌طوری وارد کارآفرینی شویم. این چیزی بود که من فکر می‌کردم، اما فکر نمی‌کنم درست باشد. ما مثل یک پزشک آموزش می‌بینیم. چون قرار نیست روی بدن انسان کار کنیم و مردم را تکه‌تکه کنیم و این‌طوری جراحی کنیم. منظورم این است که آموزش روزانه در این حرفه به شما این امکان را می‌دهد که کارآمدتر باشید. و بعد بهتر نفس می‌کشید.

امروز، بهتر نفس می‌کشم چون فهمیدم که با این آموزش، باید خودتان را با یک تیم احاطه می‌کردید. اما وقتی تنها هستید، یک بار کامل را به دوش می‌کشید؛ سخت است. اما وقتی می‌دانید چگونه خودتان را احاطه کنید، وقتی تیمی دارید که چشم‌انداز را درک می‌کند، می‌داند به کجا می‌روید، آن بار را تقسیم می‌کنید و هر فرد بخشی از آن را به عهده می‌گیرد، و در نهایت، حمل کردن آن به تنهایی برای شما کمتر بار سنگینی است.

 

تصویر MSME، یک سازمان مرجع.

 

می‌توانید درباره جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط ساحل عاج و ماموریت‌های اصلی آن برای ما بگویید؟

MPME یک انجمن فوق‌العاده است که در سال ۱۹۸۰ توسط هفت کارآفرین، از جمله دانیل برشات، ایجاد شد. با این حال، این ایده ابتدا در سال ۱۹۷۶ توسط یک فرانسوی به نام میشل پاوا، که به فکر تأسیس یک انجمن بود، پدیدار شد. اما در سال ۱۹۸۰ بود که هفت نفر MPME را به همراه دانیل برشات، که رئیس بنیانگذار آن است، تأسیس کردند.

تا به امروز، ۴۵ سال از تأسیس آن می‌گذرد. همانطور که امیدوار بودم، توانستیم در ۲ و ۳ ژوئیه ۲۰۲۵ از او تجلیل کنیم. این فرصتی برای ما بود تا به تاریخچه انجمن و دستاوردهای آن نگاهی بیندازیم. بنابراین آنها شروع کردند. هفت نفر بودند، اما طبق بایگانی‌هایی که خوانده‌ام، آنها می‌خواستند با اتحاد نیروها، فقط برای تسویه حساب بیمه‌نامه‌ها، به بیمه دسترسی پیدا کنند.

آنها حتی در آن زمان پروژه‌های بسیار مهمی را انجام دادند که پروژه‌های ضمانتی بودند. آنها صندوقی تأسیس کرده بودند که به شرکت‌های کوچک و متوسط عضو اجازه می‌داد بدون نیاز به ارائه ضمانت بانکی، به اعتبار دسترسی داشته باشند. صندوق ضمانتی که آنها تأسیس کرده بودند، این نقش را ایفا می‌کرد. آنها نوعی همکاری متقابل ایجاد کرده بودند تا بتوانند از حق بیمه‌های جذاب‌تر بهره‌مند شوند. به عبارت دیگر، همه آنها برای رفتن به یک بیمه‌گر واحد، متحد شدند.

و سپس، خیلی سریع، تب و تاب زیادی به پا شد. از هفت نفر، به 50 نفر و سپس به 500 نفر افزایش یافتند. این گروه کوچک به یک شرکت بیمه متقابل تبدیل شد و تنها در سال 1990 بود که واقعاً نام یک جنبش را به خود گرفت. این جنبش تا 2000 عضو داشت و کمی شبیه یک اتحادیه بود که از منافع شرکت‌های کوچک و متوسط دفاع می‌کرد و به دنبال چگونگی حمایت از آنها بود.

این امر امکان خرید گروهی را فراهم می‌کرد. این یک شبکه واقعی برای همکاری با یکدیگر بود. همه مشتری یکدیگر بودند. و آنها واقعاً نقطه اصلی تماس در سطح دولت برای هر چیزی مربوط به شرکت‌های کوچک و متوسط بودند.

آنها حتی یک مجله ایجاد کردند. من صفحه‌ای از یک مجله را در آرشیو پیدا کردم که در آن آنها دیدگاه‌ها و جهت‌گیری‌های خود را در مورد مسائل اصلی مؤثر بر محیط اقتصادی به اشتراک گذاشته بودند. دولت دائماً با آنها مشورت می‌کرد.

بعد از دانیل برشات، نیکولاس، که او هم رئیس بود، و خانم لاوسون بودند. سپس آقای آمیشیا جوزف بودند و من به عنوان هفتمین رئیس MSME وارد شدم.

 

رئیس MSMEها به همراه سلیمان دیاراسوبا، وزیر بازرگانی، صنعت و ترویج SMEها.

 

اقدامات اصلی MPME برای حمایت از SMEهای ساحل عاج چیست؟

ما می‌خواستیم در چهار محور تکامل پیدا کنیم. محور اول مربوط به حاکمیت است. این شامل کار بر روی حاکمیت سازمان و SMEهای ما می‌شود. وقتی رسیدیم، چندین پروژه را انجام دادیم که شامل اصلاح مقررات ما برای مطابقت بیشتر آنها با استانداردهای بین‌المللی بود. این کاری است که ما انجام دادیم.

محور دوم مربوط به تقویت رقابت‌پذیری و ظرفیت اعضای ما است. به همین دلیل است که ما آموزش‌های زیادی برگزار می‌کنیم. هر پنجشنبه، جلسات آموزشی برای اعضای ما و تیم‌هایشان ارائه می‌شود. هدف این است که به آنها کمک کنیم ظرفیت و همچنین رقابت‌پذیری خود را افزایش دهند.

زیرا امروزه، ما در یک دهکده جهانی زندگی می‌کنیم و با موانع تعرفه‌ای که با بازار مشترک در افق برداشته خواهد شد، این هم یک فرصت و هم یک خطر است. فرصتی وقتی آماده هستید، خطری وقتی آماده نیستید.

این بدان معناست که یک SME تانزانیا را ترک می‌کند و به بازار ساحل عاج می‌آید و می‌فروشد. مصرف‌کنندگان به دنبال محصولی خواهند بود که از نظر کیفیت و هزینه بهترین ارزش را برای آنها ارائه دهد. در شرق آفریقا، کشورها از قبل سطح نسبتاً پیشرفته‌ای از صنعتی شدن در سطح SME را دارند، که هنوز برای ما اینطور نیست.

بنابراین ایده ما این است که رقابتی‌تر شویم. به طوری که وقتی این بازار باز می‌شود – که در حال باز شدن است – نه تنها بتوانیم بر بازار خود مسلط شویم و سپس آن را در سطح بین‌المللی فتح کنیم.

به همین دلیل است که ما برای اعضای خود شبکه‌سازی زیادی انجام می‌دهیم و زیاد سفر می‌کنیم. ما قبلاً چندین بار به چین سفر کرده‌ایم و سفرهای دیگری نیز در حال انجام است تا ببینیم SME های ما چگونه می‌توانند با دیگران در سطح بین‌المللی رقابت کنند. این در مورد دستیابی به فناوری برای رقابت در بازارها است.

ما همچنین در هر چیزی که مربوط به “محتوای محلی” است فعال هستیم. ما به دنبال آماده‌سازی بهتر SME های خود هستیم. یعنی وقتی بخشی در حال تغییر است، مانند بخش نفت یا انرژی، سعی می‌کنیم اطلاعاتی را در اختیار SME های خود قرار دهیم تا آنها بتوانند برای استفاده از فرصت‌های نوظهور آماده شوند، آنها را در نظر بگیرند و از قانون محتوای محلی بهره ببرند.

 

پس این زمینه‌ای بود که شما کلاس‌های استاد را در آن آغاز کردید؟

بله، دقیقاً همین است، این آموزش است، ما در همه جهات پیش می‌رویم. ما حتی یک کلاس استاد در مورد سلامت روان رهبران کسب و کار داریم. یادم می‌آید وقتی در مورد این موضوع صحبت می‌کردم، کسی فکر می‌کرد که فقط مربوط به افراد دیوانه است. با این حال، برای رهبران کسب و کار، این یک بار عاطفی است!

وقتی در مورد تعدیل مالیات با یک مدیر SME صحبت می‌کنید، ممکن است عصبانی شود. همه به یک اندازه آماده دریافت چنین شوکی نیستند. از این رو اهمیت این موضوع مشخص می‌شود.

 

شما در مورد حوزه‌های کاری خود صحبت می‌کردید…

بله. حوزه سوم مربوط به همه حمایت‌ها، هر چیزی که مربوط به محیط کسب و

 

کار است، می‌شود. ما در لابی‌گری و حمایت بسیار فعال هستیم، بنابراین محیط کسب و کار بسیار مطلوب‌تری برای شرکت‌های کوچک و متوسط داریم. خواهید دید که حدود اواسط سال، ما شروع به انجام مطالعات در مورد ضمیمه مالیاتی می‌کنیم. با این وجود، مشاورانی به ما کمک می‌کنند که سعی می‌کنند از مجموعه شرکت‌های کوچک و متوسط در مورد افکارشان در مورد سیستم مالیاتی بازخورد بگیرند. آنها پیشنهادهایی ارائه می‌دهند.

و آخرین حوزه چیزی است که ما آن را توسعه شخصی رهبران کسب و کار نامیده‌ایم. اعتراف می‌کنم که هنوز آن را به طور کامل توسعه نداده‌ایم، اما این حوزه به قلب من نزدیک است زیرا می‌خواهم رهبران کسب و کار شاد را ببینم.

هر کاری که انجام می‌دهیم برای این است که پس از آن شاد باشیم. ما رهبران شرکت‌های کوچک و متوسطی داریم که استرس دارند. به جای اینکه این منبع شادی و لذت برای آنها باشد، به منبع استرس تبدیل می‌شود. ما پروژه‌ای را شروع کرده‌ایم که هنوز خیلی پیشرفت نکرده است…

 

رویای شما چیست؟

رویای من زمانی است که از انجمن خارج می‌شوم و یک مدیر SME من را می‌بیند و می‌تواند بگوید: “رئیس، من وقتی شما آنجا بودید عضو بودم و به لطف برنامه‌ای که داشتیم، توانستم صاحب خانه شوم. توانستم صاحب زمین شوم.” به همین دلیل ما با یک برنامه املاک و مستغلات شروع کردیم. برای اینکه ببینیم مدیران SME چگونه می‌توانند از پس هزینه‌های خانه و زمین برآیند. کسانی که از قبل خانه دارند می‌توانند دارایی‌های خود را افزایش دهند. زیرا در نهایت، وقتی زمان بازنشستگی فرا می‌رسد، باید جایی بخوابید.

 

چالش‌های اصلی که امروزه شرکت‌های کوچک و متوسط در ساحل عاج با آن مواجه هستند چیست؟

چالش اصلی برای من، اول از همه، دستیابی به استقلال مالی برای انجمن است. زیرا وقتی ما شروع کردیم، حق عضویت تنها راه برای آوردن پول به خزانه جنبش بود. بنابراین ما سعی کردیم مدل اقتصادی را تغییر دهیم تا منابع درآمد خود را متنوع کنیم. ما برخی منابع درآمد از تخفیف‌های بیمه داریم، فعالیت‌های کلاس‌های کارشناسی ارشد داریم، توانستیم یک اتاق را بازسازی کنیم، بنابراین اجاره هم می‌دهیم.

هدف من، از نظر چالش‌ها، واقعاً دستیابی به استقلال مالی برای انجمن بدون نیاز به انتظار برای حق عضویت است. اما از اعضا تشکر می‌کنم؛ باید به آنها تبریک گفت زیرا برای یک انجمن، حق عضویت معمولاً حدود 20٪ است، وقتی به طور متوسط ​​در نظر بگیرید. من فکر می‌کنم ما حتی بیش از 70٪ هستیم و فاصله زیادی با 80٪ نداریم. این بدان معناست که اعضا در حیات انجمن مشارکت دارند.

زیرا حق عضویت اجباری نیست. ما قرار نیست کسب و کار شما را به دلیل عدم پرداخت حق عضویت تعطیل کنیم. بین پرداخت حق عضویت و انجام کار دیگری باید یکی را انتخاب کرد. اگر آنها تصمیم به پرداخت حق عضویت خود بگیرند، به این دلیل است که به آن اعتقاد دارند.

چالش دوم این است که من هنوز منابع مالی کافی برای حمایت از توسعه شرکت‌های کوچک و متوسط ندارم. به همین دلیل از شرکایی که به ما اعتماد کرده‌اند تشکر می‌کنم. من به GIZ (آژانس توسعه آلمان) فکر می‌کنم. بانک جهانی با برنامه کسب و کارهای کوچک خود آمده است که از ما حمایت کرده است. کنفدراسیون عمومی شرکت‌های ساحل عاج (CGECI) مالیات ویژه تجهیزات (TSE) خود را دارد که به ما امکان می‌دهد پروژه‌های خود را تأمین مالی کنیم. نیازها بسیار زیاد است و این واقعاً چالش اصلی است.

شرکت‌های کوچک و متوسط فقط در آبیجان نیستند. به همین دلیل است که ما باید بتوانیم به داخل کشور گسترش پیدا کنیم. این هم چالش دیگری است. چگونه به کسب و کارهای کوچک و متوسط در گیبروئا، تابو، نکا و نیاکارامادوگو دسترسی پیدا کنیم؟ چگونه حضور خود را در سراسر کشور گسترش دهیم؟ اینها همه چالش‌هایی هستند که در انتظار ما هستند.

 

بنابراین اعضای شما محدود به آبیجان نیستند و امروز ادعا می‌کنید چند نفر عضو دارید؟

اکثر آنها در آبیجان هستند. وقتی من به عنوان رئیس جنبش انتخاب شدم، ۴۱ عضو وجود داشت. امروز، ۵۲۵ عضو وجود دارد. فکر می‌کنم در طول سه سال، تعداد شرکت‌های عضو را شاید بیش از ۴۰۰ درصد افزایش داده‌ایم. اما وقتی به تعداد شرکت‌های کوچک و متوسطی که در ساحل عاج داریم نگاه می‌کنید، فکر می‌کنم هنوز خیلی کم است.

 

سازمان شما چگونه از شرکت‌ها حمایت می‌کند؟

ما ظرفیت‌سازی و شبکه‌سازی بیشتری انجام می‌دهیم. و سپس، همانطور که اکنون انجام می‌دهیم، برنامه‌هایی داریم. به عنوان مثال، وقتی می‌بینیم که یک بخش در حال پیشرفت است، یک گروه کاری ایجاد می‌کنیم تا نتیجه‌گیری‌ها و توصیه‌هایی در مورد چگونگی راهنمایی اعضای خود، چه اطلاعاتی را برای SMEهای خود فراهم کنیم تا بتوانند در این بخش که در حال پیشرفت است، مشارکت کرده و سرمایه‌گذاری کنند.

و از آنجایی که این یک بخش جدید است و وقتی جدید است، تخصص محلی، حتی اگر آن را ایجاد کنید، اغلب لزوماً تخصص لازم را ندارد. ما به آنها ایده‌هایی در مورد چگونگی تشکیل سرمایه‌گذاری‌های مشترک با سایر SMEها در کشورهای دیگر که در این بخش پیشگام هستند، می‌دهیم تا یک مزیت رقابتی به دست آورند و به سرعت پیشرفت کنند.

بنابراین چیزی که من واقعاً تشویق می‌کنم، هم‌افزایی است. من از SMEها می‌خواهم که در انزوا زندگی نکنند، خود را منزوی نکنند و فقط به دنبال کیک کوچک خود باشند. ما باید باز شویم زیرا سرمایه‌گذاری‌های مشترک می‌توانند ترسناک باشند، اما بین به اشتراک گذاشتن 10٪ از یک کیک بزرگ و 100٪ از یک کیک کوچک، چه چیزی را انتخاب می‌کنیم؟

 

رئیس پاتریشیا زوندی یائو با موفقیت چهل و پنجمین سالگرد وجود MSME را سازماندهی کرد.

 

از نظر عملی، CGECI چگونه از شما حمایت می‌کند؟

اول، به شدت از ما حمایت می‌کند. قبلاً به مالیات ویژه، TSE، اشاره کردم که بخش بزرگی از آموزش را تأمین مالی می‌کند. بنابراین، CGECI است که این مالیات را مدیریت می‌کند. ما پروژه‌های خود را در آنجا ارائه می‌دهیم. یک کمیته تشکیل جلسه می‌دهد. و وقتی همه چیز تأیید شد، منابع لازم برای تأیید آن را داریم.

دوم، من عضو هیئت مدیره CGECI هستم. بنابراین، من نماینده صدای SME در هیئت مدیره هستم. وقتی نگرانی‌هایی وجود دارد، آنها را به CGECI ارسال می‌کنم. ما تقریباً هر سه ماه یکبار جلساتی داریم. وقتی مشکلی وجود دارد و نمی‌توانیم آن را حل کنیم زیرا شاید بزرگتر از ما باشد، آن را به CEGCI می‌آوریم.

همانطور که گفتم، رئیس جمهور اخیراً در دفاتر ما بود. در تمام کمیته‌های CEGCI، 11 کمیته وجود دارد و ما حداقل دو عضو MSME داریم که در زندگی این کمیته‌ها شرکت می‌کنند. بنابراین می‌توانم بگویم که روابط خوب است و CGECI به ما کمک زیادی می‌کند.

 

اهداف MPME برای سال‌های آینده چیست؟

اول از همه، می‌خواستم جشن چهل و پنجمین سالگردمان را با موفقیت برگزار کنم. این برای من مهم است. این جشن پلی بین نسل‌ها خواهد بود، زیرا متأسفانه ما بخشی از حافظه‌ای را که نساخته‌ایم، از دست داده‌ایم.

امروزه، وقتی عضوی می‌آید، هیچ حافظه‌ای برای مراجعه وجود ندارد تا بداند فلانی چه کسی بوده است. آنها چه کرده‌اند؟ برای من، بزرگترین چالش بازسازی این تاریخ است؟ همانطور که کسی گفته است، “مردمی که تاریخ ندارند، نمی‌دانند به کجا می‌روند.” »

بنابراین برای من، موفقیت در این امر واقعاً مهم بود، اینکه به لطف خدا بتوانیم تمام روسای سابق MSME را از دهه ۱۹۸۰ تا به امروز گرد هم آوریم. تا بتوانیم با هم تاریخ MSME را بازسازی کنیم. من مقداری مطالب بایگانی از اعضای سابق دریافت کردم و شروع به جمع‌آوری تمام داده‌ها کردم تا بتوانم کتابخانه‌ای در مورد تاریخ MSME ایجاد کنم.

بعد از آن، کنفرانس SME را برگزار کردیم. مطمئناً سالگرد یک عنصر جشن و سرور داشت، اما کنفرانس در مورد پرسیدن سوالات درست است. و این ما، SMEها، هستیم که سوالات را می‌پرسیم؛ نه دیگران که از طرف ما این سوالات را بپرسند. چه کاری انجام شده است؟ چگونه از آنچه انجام شده قدردانی می‌کنیم؟ چگونه به جلو حرکت می‌کنیم و چه پیشنهادی داریم؟ تفاوت این است که کسی نیامد و از ما انتقاد نکرد؛ ما خودمان این کار را انجام دادیم.

و همچنین فرصتی بود برای جشن گرفتن خودمان! زیرا اغلب اوقات، ما آنقدر خودمان را شکنجه می‌دهیم، آنقدر خودمان را سرزنش می‌کنیم که می‌خواهیم قبل از جشن گرفتن خودمان، موفقیتی به سبک بیل گیتس را ببینیم. این اولین هدف بود.

هدف دوم واقعاً دستیابی به استقلال کامل برای انجمن است. امروز، ما باید تعادل پیدا کنیم، اما واقعاً می‌خواهیم به استقلال برای انجمن دست یابیم، تا وابسته نباشد و بتواند ابزار رشد را داشته باشد.

هدف سوم مربوط به افزایش تعداد اعضا است. این انجمن در سال ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ عضو داشت. همانطور که قبلاً اشاره شد، وقتی من آمدم، فقط ۴۱ عضو داشت. اگر وقتی آنجا را ترک می‌کنم، بتوانم شمارنده را به ۲۰۰۰ تنظیم مجدد کنم، سهم خودم را انجام داده‌ام. فکر می‌کنم به لطف خدا می‌توانم این کار را انجام دهم و سپس دیگران خواهند آمد و سهم خود را انجام خواهند داد.

 

ورودی دفتر مرکزی MSME.

 

آیا اخیراً پروژه‌هایی وجود دارد که به آنها افتخار می‌کنید؟

بله! بله! بله! اول، مثلاً در همین ساختمانی که ما هستیم (دفتر مرکزی MPME): مخروبه بود. من دفتر مرکزی‌ای را به ارث بردم که نه میز، نه صندلی و نه کامپیوتر داشت. اینکه توانستم آن را به همراه هیئت اجرایی‌مان بازسازی کنم، چیزی است که به آن افتخار می‌کنم.

دوم، ما هیچ منبع آموزشی نداشتیم. ما در محوطه یک مدرسه برای برگزاری آموزش مستقر شدیم. برای انجام این کار، هر دو ماه یکبار جلسات آموزشی برگزار می‌کردیم. زیرا مجبور بودیم منتظر بمانیم تا اتاق خالی شود.

امروز، با بازسازی دفتر مرکزی، ما از برگزاری یک جلسه آموزشی هر دو ماه یکبار به یک جلسه آموزشی هر هفته رسیده‌ایم. بنابراین، ما چهار جلسه آموزشی در ماه برگزار می‌کنیم. امروز، ما ۴۰۸۰ شرکت‌کننده داریم. اکنون یک اتاق آموزش اختصاصی داریم.

سومین چیزی که واقعاً به آن افتخار می‌کنم این است که توانستم متون جنبش را دوباره ویرایش کنم. ما آنها را صیقل دادیم تا با استانداردهای بین‌المللی مطابقت داشته باشند. به محض اینکه توانستیم این کار را انجام دهیم، اهداکنندگان شروع به حمایت از ما کردند. این یعنی ما یک پیش‌نیاز داشتیم.

همچنین برنامه‌هایی وجود دارد که اجرا کرده‌ایم. ما تا شش برنامه توسعه انسانی با GIZ، بانک جهانی و غیره داریم. برای من، این بسیار مهم است؛ این یک رضایت و افتخار بزرگ است که موفق شده‌ایم تیمی را که در دفتر مرکزی ما کار می‌کند، تشکیل دهیم.

چون همه ما کارآفرین هستیم، همه اعضای هیئت مدیره، و من، کارآفرین هستیم. ما هر روز با MSMEها کار نمی‌کنیم. ما موفق شده‌ایم تیمی را تشکیل دهیم که برای SMEها کار می‌کند؛ فکر می‌کنم این یکی از پروژه‌های بزرگ است.

 

آیا با بانک‌های ملی روابط خوبی دارید؟

به نظر من در مورد بانک‌ها، ما واقعاً چنین اهرمی نداریم. با این حال، چند سازمان داریم که در تأمین مالی فعالیت‌های ما از ما حمایت می‌کنند، از جمله تأمین مالی خرد FIN’Elle.

تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم حمایت از SMEهایمان و توسعه پروژه‌هایی است که با فعالیت‌های آنها مطابقت دارد. اما پس از آن، بحث بین SMEها و بانک صورت می‌گیرد و این یک رابطه شخصی‌تر می‌شود.

 

چگونه می‌توانید بخش SME را در سال‌های آینده در ساحل عاج متحول کنید؟

در مورد بخش SME، من بسیار خوش‌بین هستم. من واقعاً بسیار خوش‌بین هستم و حتی دلیلی برای ناامیدی ندارم زیرا این SMEها در حال حاضر پایه اصلی اقتصاد ساحل عاج هستند. در این سطح چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. من با وجود چالش‌ها بسیار خوش‌بین هستم.

یک بار خانمی از من پرسید: “وضعیت SMEها در ساحل عاج چگونه است؟” من با استفاده از کلمات یک پزشک به او پاسخ دادم. به او گفتم که SMEها مانند بیماران هستند، مانند افراد بیمار. اما وقتی بسیج شرکا را در اطراف خود می‌بیند، متوجه می‌شود که قرار نیست بمیرد و امید و اعتماد به نفس پیدا می‌کند. من فکر می‌کنم SMEها فقط به حمایت نیاز دارند.

من حمایت را از نزدیک تجربه کرده‌ام؛ می‌دانم چه چیزی را برای من به ارمغان آورده است. به همین دلیل است که وقتی کسی چنین نظری در مورد SMEها می‌دهد، می‌گویم انتقاد از آن آسان است. چند مدرسه و کسب و کار در ساحل عاج وجود دارد؟ بسیاری بدون اینکه بدانند کارآفرینی واقعاً چگونه است، به آن روی آورده‌اند! به همین دلیل است که من بیشتر طرفدار حمایت هستم. به همین دلیل است که ما کلاس‌های کارشناسی ارشد برگزار می‌کنیم تا اشتیاق را تحریک کنیم.

بنابراین برای موفقیت این شرکت‌های کوچک و متوسط، حمایت بیشتری لازم است. ما از ۱۰۰ شرکت کوچک و متوسط در زمینه بودجه‌بندی حمایت کرده‌ایم. این یک برنامه سه ماهه بود، زیرا نمی‌توانید آن را در یک روز انجام دهید. بنابراین شرکت‌های کوچک و متوسط به حمایت نیاز دارند. تا زمانی که حمایت نداشته باشید، کمی دشوار است.

 

کارآفرینانی که عضو MSME هستند، نیاز به آموزش خوب برای مواجهه بهتر با چالش‌های پیش رو را درک کرده‌اند.

 

دیجیتال و نوآوری چه نقشی در توسعه‌ی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط امروزی دارند؟

برای من، این موضوع اساسی است. ما چند هفته پیش با هوش مصنوعی (AI) شروع کردیم. ما حتی کمی زودتر با هر چیزی که مربوط به هوش مصنوعی است، شروع کردیم. این موضوع مهم است زیرا امروز به ما اجازه می‌دهد سریع حرکت کنیم. یک کسب‌وکار کوچک و متوسط که نوآوری نکند، یک کسب‌وکار کوچک و متوسط خواهد مرد. در اینجا هم، خوب است، اما وقتی به کشورهایی مانند چین و هند می‌روید، رقابت آنقدر شدید است که یک کسب‌وکار کوچک و متوسط می‌تواند امروز متولد شود و فردا بمیرد. مردم مجبور می‌شوند کارها را متفاوت انجام دهند.

دیجیتال به ما اجازه می‌دهد سریع‌تر حرکت کنیم. صادقانه بگویم، از زمانی که کشف کردم چگونه از هوش مصنوعی برای کسب‌وکارم استفاده کنم، دیگر تمام شده است. ما قبلاً یک فعالیت اولیه را انجام داده‌ایم و بسیار امیدوارم که بتوانیم بودجه‌ای را برای حمایت از حداقل ۱۰۰ کسب‌وکار کوچک و متوسط در تحول دیجیتالشان جمع‌آوری کنیم. در هر صورت، ما از اهمیت هوش مصنوعی در حیات کسب‌وکارهایمان آگاه هستیم، اما نمی‌دانیم چگونه به آنجا برسیم.

دیجیتال به ما اجازه می‌دهد سریع‌تر حرکت کنیم. این انجمن باید نقش مهمی در این تحول دیجیتال ایفا کند تا شرکت‌های کوچک و متوسط بتوانند در این زمینه پیشرفت کنند. این نقش به این معنی است که ما به آن نیاز داریم و شرکت‌های کوچک و متوسط بخشی از بودجه را از شرکا دریافت خواهند کرد. و سپس شرکت‌های کوچک و متوسط سهم خود را ادا خواهند کرد.

 

درخواستی از مقامات ساحل عاج، مردم ساحل عاج و خیرین…

با تشکر از شما شروع می‌کنم. این اولین باری است که یک رسانه به ما مراجعه می‌کند. اغلب اوقات، ما کسانی هستیم که با شما تماس می‌گیریم. در هر صورت، از این ابتکار و فرصتی که برای صحبت در مورد شرکت‌های کوچک و متوسط به ما می‌دهید، متشکرم.

در مورد شرکت‌های کوچک و متوسط، باید بگویم که آنها شرکت‌های کوچک و متوسط واقعی باقی می‌مانند؛ اجازه ندهید کسی تصویر خلاف آن را به آنها بدهد. آنها نیروی محرکه اصلی اقتصاد کشور ما هستند و این کشور روی آنها حساب می‌کند. درست است که این واضح نیست، آسان نیست، دنیای آرامی نیست.

اغلب گفته می‌شود که یک به علاوه یک برابر با دو است. اما اغلب در کارآفرینی، یک به علاوه یک می‌تواند برابر با نوزده یا حتی پنج باشد. این بدان معناست که هیچ چیز قطعی نیست. این یک فرمول ریاضی نیست که در آن همه چیز قطعی باشد. شرکت‌های کوچک و متوسط باید به خود ایمان داشته باشند و به خود اعتماد داشته باشند. آنها کسانی هستند که کشور ما را متحول خواهند کرد.

و همانطور که استانیسلاس ززه از شرکت سرمایه‌گذاری بلومفیلد گفت، ما نمی‌توانیم ۹۸٪ از ساختار اقتصادی خود را نادیده بگیریم. بنابراین، مطمئناً باید کاری برای آنها انجام شود.

من از شرکای توسعه می‌خواهم که از نظر راهنمایی، حمایت بیشتری ارائه دهند. ما شاهد شرکت‌های کوچک و متوسطی بوده‌ایم که حمایت دریافت کرده‌اند و سپس دیده‌ایم که چگونه به نتیجه رسیده‌اند. بنابراین می‌خواهم بگویم که باید در حمایت سرمایه‌گذاری کنیم! اما نه هر حمایتی. تفاوت این است که در شرکت‌های کوچک و متوسط، نیازهای ما را به برنامه‌های حمایتی تبدیل می‌کنیم. به همین دلیل است که برنامه‌های ما مؤثر هستند.

اغلب، ما بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی شرکت‌های کوچک و متوسط، حمایت ارائه می‌دهیم. مانند دوختن لباس برای کسی بدون پرسیدن اینکه چه نوع لباسی می‌خواهند. اغلب، ما حتی در نظر نمی‌گیریم که آیا آنها به پیراهن، شلوار، کفش یا کلاه نیاز دارند. اگر بیایید و چیزی به من بدهید که نیازهای من را برآورده نکند، کاملاً طبیعی است که کار نکند! آیا این همان چیزی بود که من نیاز داشتم؟

 

رئیس MSME آرزوهای بزرگ و سالمی برای اعضای سازمانی که رهبری می‌کند، دارد.

 

بنابراین، در MSME، مزیت این است که نیازهای SME های خود را به یک برنامه آموزشی تبدیل می‌کنیم. به همین دلیل است که وقتی یک مشاور را برای پشتیبانی انتخاب می‌کنیم، آنها را به چالش می‌کشیم زیرا آنها روی ما کار خواهند کرد.

به نفع ما نیست که جانبداری کنیم یا کسی را انتخاب کنیم که به درد ما نمی‌خورد. بنابراین انتخاب مربی برای ما مهم است.

مثل آموزش پزشکی است که فردا ما را عمل جراحی می‌کند. به همین دلیل مهم است که بر اساس نیازهای ذینفعان، در پشتیبانی سرمایه‌گذاری کنیم. یعنی نیازهای خود را در نظر بگیریم و مهمتر از همه، در برنامه‌ای که اجرا خواهد شد، حرفی برای گفتن داشته باشیم. زیرا پشتیبانی ضعیف می‌تواند یک SME خوب را نابود کند. اما پشتیبانی خوب می‌تواند یک SME را، حتی اگر متزلزل باشد، متحول کند.

این واقعاً مهم است. ما نباید در اعتماد به MSME و سازمان‌های حمایتی تردید کنیم. ما اینجا هر آنچه را که نیاز داریم، داریم.

ما تمام تجهیزات و ابزارهای استاندارد مورد نیاز برای اجرای یک برنامه را داریم. بنابراین حتی می‌توانیم یک نهاد اجرایی باشیم. برای ما خیلی ساده‌تر است، چون با کسانی که برای ما آموزش می‌دهند، سخت‌گیرتر خواهیم بود.

می‌خواهم به دولت بگویم که قطعاً کارهای زیادی انجام شده است. اما کارهای زیادی هم باید انجام شود. باید از دولت به خاطر تمام اصلاحاتی که انجام شده تشکر کنیم، اما در سطح شرکت‌های کوچک و متوسط، هنوز به راهنمایی و حمایت آن نیاز داریم.

خدا را شکر، چارچوب گفتگو وجود دارد. این چیزی است که مهم است زیرا چالش‌ها همیشه پیش می‌آیند. و از آنجایی که چارچوبی برای گفتگو ایجاد شده است، به ما این امکان را می‌دهد که همیشه بتوانیم نگرانی‌های خود را مطرح کنیم. در هر صورت، فعلاً، از زمانی که اینجا بوده‌ام، شاید خوش‌شانس بوده‌ام، نمی‌دانم، اما هرگز درخواستی نکرده‌ام که رد شود. حتی اگر در ۱۰۰٪ پرونده‌ام برنده نشده باشم، همیشه چیزی به دست می‌آورم.

از همه می‌خواهم که از شرکت‌های کوچک و متوسط حمایت کنند. ممکن است مواردی وجود داشته باشد که خوب کار نمی‌کنند. اگر اینطور است، نباید کسی را سرزنش کنیم؛ ما همیشه باید سعی کنیم بحث کنیم و ببینیم چه کاری می‌توانیم برای درست کردن اوضاع انجام دهیم. چون با هم می‌توانیم به جاهای دوری برویم. از شرکت‌های کوچک و متوسط حمایت کنید، به آنها اولین فرصت را بدهید.

وقتی رسیدم، قرار بود اینجا کاری انجام دهیم، و بعد یک نیاز داشتیم. یک شرکت کوچک و متوسط تازه شروع به کار کرده بود. به آنها فرصت دادیم. برایشان کمی سخت بود، فشار زیادی وجود داشت، اما در نهایت توانستند کار را انجام دهند. کمی دیر، اما موفق شدند. برای من، این مهمترین چیز بود. اگر به آنها فرصت نمی‌دادیم، موفق نمی‌شدند. من به اولویت‌های محلی در این برنامه بزرگ قهرمانی ملی متعهد هستم، تا بتوانیم واقعاً شرکت‌های کوچک و متوسط موفقی داشته باشیم.

وام‌دهندگان و سرمایه‌گذاران باید به ما ایمان داشته باشند، زیرا ما حداقل ۴۵ سال است که فعالیت می‌کنیم. ساختاری که ۴۵ سال وجود داشته، هنوز یک پایه و اساس است.

دوم، آنها باید به ما ایمان داشته باشند زیرا ما نهادهای حاکمیتی نسبتاً شفاف و روشنی داریم. ما مجمع عمومی، هیئت مدیره، هیئت اجرایی داریم، بنابراین منظورم این است که ما واقعاً کاملاً شفاف و روراست هستیم.

ما یک تیم اختصاصی داریم که می‌تواند سیاست‌های مناسب را اجرا کند و کاملاً شفاف است زیرا ما پس از آن پاسخگو هستیم. تمام بودجه‌ای که استفاده می‌کنیم، هر آنچه که اهداکنندگان ارائه می‌دهند، موجه است و گزارش‌ها نیز متعاقباً ارائه می‌شوند. منظورم این است که آنها هیچ دلیلی برای باور به عدم اجرای برنامه ندارند.

سوم، آنها باید به ما ایمان داشته باشند زیرا ما عضو داریم، ما شرکت‌های کوچک و متوسطی داریم که آنجا هستند و آنها شرکت‌های کوچک و متوسط بسیار خوبی هستند. به این سه دلیل، آنها باید به ما ایمان داشته باشند.

 

جلسات آموزشی در دفتر مرکزی MSME. عنصر کلیدی استراتژی خانم زوندی یائو.

 

چطور می‌خواهید این مصاحبه را به پایان برسانید؟

در نهایت، فقط می‌خواستم از برخی از اعضای تیم، از جمله زنی که ما او را خانم کونان می‌نامیم، تشکر کنم. وقتی رسیدم، او تنها کارمند MPME بود و ۱۳ سال آنجا بود. او در شرایط سختی کار می‌کرد، زیرا در ابتدا، کار آسانی نبود. وقتی ما در حال استخدام نیرو بودیم، حتی نمی‌دانستیم که چگونه می‌توانیم حقوق آنها را پرداخت کنیم، زیرا در طول دوران گذار پس از انتخابات، دوران سختی را پشت سر گذاشتیم.

اما تیم، چه خوب و چه بد، به ما ایمان داشت و ما اینجا هستیم. واقعاً می‌خواهم از همکارانم، کارمندانی که هر روز از ما حمایت می‌کنند، تشکر کنم.

همچنین می‌خواهم از شرکایمان تشکر کنم: GIZ، گروه بانک جهانی، CGECI و یک شریک کانادایی به نام سرویس دانشگاهی جهانی کانادا (WUSC).

 

مصاحبه توسط تیم تحریریه “سیگلوین-آفریقا” انجام شده است.

 

 

 

ویدئو با تلویزیون ساحل عاج

جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط (MSME) ساحل عاج، در تاریخ 30 ژوئن 2025، چهل و پنجمین سالگرد تأسیس خود را از زمان تأسیس در سال 1980، در هتل سوفیتل ایووآر در ابیجان جشن گرفت. خانم پاتریشیا زوندی یائو، رئیس فعلی MSME، در تاریخ 6 ژوئیه 2025 توسط کانال اول تلویزیون ساحل عاج دعوت شد. علاوه بر مصاحبه اختصاصی ما با ایشان، این لحظه تلویزیونی جالب شایسته توجه و دقت است.

 


پاتریشیا زوندی یائو: از فین‌تک تا کشاورزی، سفر الهام‌بخش یک کارآفرین متعهد

پاتریشیا زوندی یائو پیش از آنکه سکان هدایت جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط ساحل عاج (MPME-CI) را به دست بگیرد، مسیری جسورانه و در عین حال الهام‌بخش را در پیش گرفت. او که از نظر تحصیلات حقوقی وکیل و از نظر حرفه کارآفرینی است، اکنون مظهر نسل جدیدی از زنان آفریقایی است که اقتصاد این قاره را شکل می‌دهند.

همه چیز در دانشگاه اوآگادوگو آغاز شد، جایی که او مدرک کارشناسی ارشد حقوق را از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دریافت کرد. اما پاتریشیا زوندی یائو خیلی سریع تصمیم گرفت خارج از چارچوب فکر کند. او با ایجاد “Quick Cash”، شرکتی که به شمول مالی جمعیت‌های بدون حساب بانکی اختصاص دارد، اولین گام‌های خود را در دنیای فین‌تک برداشت. چالشی جسورانه که او با موفقیت آن را پذیرفت و تقریباً چهار سال پیش شرکت را فروخت. او می‌گوید: “امروز، من خودم را کاملاً وقف کشاورزی می‌کنم.” یک تغییر استراتژیک که او کاملاً آن را می‌پذیرد، زیرا متقاعد شده است که این بخش یکی از ستون‌های توسعه اقتصادی آفریقا است.

پاتریشیا زوندی یائو که همیشه به دنبال تقویت مهارت‌های خود بود، مجموعه‌ای از برنامه‌های آموزشی معتبر را دنبال کرد. او به برنامه CD استنفورد در دانشکده بازرگانی استنفورد پیوست، برنامه‌ای ممتاز که برای شکل‌دهی به رهبران اقتصادی در قاره آفریقا طراحی شده است. او توضیح می‌دهد: «این برنامه نقطه عطفی بود. مرا متحول کرد، به من کمک کرد تا نقش و جاه‌طلبی‌هایم را دوباره بررسی کنم.»

و این همه ماجرا نیست. او یک گواهینامه در میانجیگری و گفتگوی اجتماعی از دانشگاه کاتولیک پاریس و سپس یک گواهینامه دیگر از مرکز بین‌المللی ILO در تورین دریافت کرد. او همچنین آموزش رهبری را، به ویژه با KJI و برنامه رهبری زنان در واشنگتن دی سی، تحت نظارت Plan International به پایان رساند.

آخرین نقطه عطف او: دیپلم او از موسسه عالی آموزش (ISI)، نتیجه همکاری بین دانشکده مدیران ساحل عاج و موسسه کنترل داخلی (ICI) در پاریس.

امروز، پاتریشیا زوندی یائو تخصص و انرژی خود را برای کار در شرکت‌های کوچک و متوسط ساحل عاج به کار می‌گیرد. سفری چشمگیر که تحسین همگان را برمی‌انگیزد و راه را برای نسلی کامل از کارآفرینان آفریقایی هموار می‌کند.

 

خانم آبسا ریگولوت دیکو (مدیر اجرایی MSME) پروژه‌های فعلی را ارائه می‌دهد:

«وظایف من شامل کمک به رئیس شرکت‌های کوچک و متوسط است. من باید در برخی فعالیت‌ها از رئیس حمایت کنم. من همچنین مدیریت پروژه را بر عهده دارم. ما در مرحله طراحی هستیم. ما برای برقراری ارتباط، ایجاد روابط با هدف نهایی کردن طرح‌ها و اجرای پروژه‌ها، با شرکا تماس می‌گیریم.

به عنوان مثال، از آگوست 2024 که اینجا هستم، هنوز دو یا سه پروژه را اجرا کرده‌ایم. پروژه نیمبا وجود داشت که بر ایجاد ظرفیت‌های مدیریت مالی و منابع انسانی کارآفرینان تمرکز دارد. این پشتیبانی تقریباً 100 کارآفرین را فراهم کرد. مربیانی در آنجا بودند تا از آنها در همه چیز، از تنظیم و توسعه بودجه پیش‌بینی شده و سپس توسعه برنامه بودجه‌شان، پشتیبانی واقعی ارائه دهند.

و سپس یک برنامه ظرفیت‌سازی برای مدیریت کارکنان آنها از منظر حقوقی وجود داشت.» ما در حال حاضر روی پروژه OKAMI با GIZ کار می‌کنیم. هدف این پروژه آموزش و ادغام حدود 25 دستیار چند مهارتی در SME های ما است. آنها کارآموزانی خواهند بود که سپس به مدیر کمک می‌کنند. آنها مانند دست راست مدیر خواهند بود و چند مهارتی هستند.

در ابتدا، دوره‌های کارآموزی وجود دارد و سپس آنها را در شرکت ادغام می‌کنیم، در این مرحله آنها بین کارآموزی و آموزش متناوب می‌شوند که در واقع ادامه دارد. ما در حال حاضر روی این پروژه کار می‌کنیم. ما قبلاً جوانان را ادغام کرده‌ایم. اکنون، آموزش‌های جایگزین برای کارآموزی را شروع کرده‌ایم.

ما همچنین روی دو یا سه پروژه دیگر کار می‌کنیم: یک پروژه در مورد سلامت روان مدیران وجود دارد، پروژه‌ای که ما آن را HERE SIRA نامیده‌ایم و منتظر پاسخ هستیم. اگر بودجه دریافت کنیم، کار روی آن را شروع خواهیم کرد.

همچنین یک پروژه دیگر برای ایجاد ظرفیت رهبران کسب و کار وجود دارد. در این پروژه، ما با یک شرکت حسابداری بزرگ، Goodwill، همکاری می‌کنیم که با آنها روی این پروژه کار خواهیم کرد. این پروژه با هدف تقویت ظرفیت‌های چندین کارآفرین در مدیریت ریسک و بهینه‌سازی سازمانی انجام می‌شود.

لازم به ذکر است که در MSME، ما در حال حاضر با همکاری یک شرکت رتبه‌بندی مالی بسیار معتبر، روی رتبه‌بندی مالی ۵۰ SME نیز کار می‌کنیم. ما در حال حاضر یادداشت‌های مفهومی فنی را داریم. ما منتظریم تا با شرکایمان ببینیم چگونه می‌توانیم منابع را برای اجرای این پروژه بسیج کنیم.

 

“”لازم به ذکر است که در MPME، ما در حال حاضر با همکاری یک شرکت رتبه‌بندی مالی بسیار معتبر، روی رتبه‌بندی مالی ۵۰ شرکت کوچک و متوسط نیز کار می‌کنیم.””

– آبسا ریگولوت دیکو

 

برخی از چهره‌های کلیدی

 

  1. MSME 45 ساله است
  2. 3500 SME حمایت می‌شوند
  3. 816 پروژه توسط MSME پشتیبانی می‌شوند
  4. حدود ده برنامه حمایتی
  5. 525 عضو فعال تا پایان ژوئن 2025.

 

پروژه‌های ملموس برای تقویت SME های ساحل عاج


از آگوست 2024، خانم آبسا ریگولوت دیکو، مدیر اجرایی جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط (MSME)، نفس تازه‌ای به این سازمان دمیده است. او به عنوان دست راست رئیس جنبش، با انرژی مجموعه‌ای از پروژه‌های ساختاری را که برای تقویت اکوسیستم کارآفرینی ساحل عاج طراحی شده‌اند، رهبری می‌کند.

در میان ابتکارات شاخص، پروژه نیمبا به دلیل تأثیرش برجسته بوده است. این برنامه که بر تقویت مهارت‌های مدیریت مالی و منابع انسانی متمرکز است، حدود صد کارآفرین را با حمایت محلی روبرو کرده است. به لطف حمایت مربیان متخصص، این مدیران توانستند بودجه‌های پیش‌بینی‌شده و برنامه‌های بودجه‌ای مرتبط را تدوین کنند و در عین حال در مورد مدیریت پرسنل حقوقی نیز بیاموزند.

MSME در حال حاضر پروژه OKAMI را با همکاری GIZ اجرا می‌کند. هدف: آموزش و ادغام 25 دستیار چند مهارتی در SMEهای محلی. خانم دیکو توضیح می‌دهد: “این جوانان دست راست مدیران خواهند بود و نقش کلیدی در ارائه پشتیبانی عملیاتی به سازمان‌ها ایفا می‌کنند.” این برنامه به طور متناوب بین کارآموزی و آموزش مداوم در نوسان است، یک مدل کارآموزی نوآورانه که در حال حاضر در حال اجرا است.

پروژه‌های دیگری نیز در حال توسعه هستند. پروژه HERE SIRA که بر سلامت روان مدیران متمرکز است، در انتظار تأیید مالی برای راه‌اندازی خود است. این رویکرد نوآورانه، افراد را در قلب عملکرد کارآفرینی قرار می‌دهد.

یکی دیگر از پروژه‌های بزرگ، یک برنامه ظرفیت‌سازی در مدیریت ریسک و بهینه‌سازی سازمانی است که با همکاری شرکت حسابداری Goodwill انجام می‌شود. هدف این پروژه ارائه ابزارهای ملموس به طیف وسیعی از رهبران کسب‌وکار برای کمک به آنها در جهت‌یابی در یک محیط اقتصادی پیچیده است.

و این همه ماجرا نیست. MPME همچنین با یک شرکت رتبه‌بندی مالی شناخته‌شده برای اجرای یک پروژه رتبه‌بندی برای ۵۰ شرکت کوچک و متوسط ساحل عاج همکاری می‌کند. طرح‌های اولیه آماده هستند و بحث‌ها با شرکا برای بسیج منابع لازم در حال انجام است.

MPME با استراتژی‌ای که به وضوح بر حمایت، حرفه‌ای‌سازی و نوآوری متمرکز است، نقش خود را به عنوان کاتالیزوری برای ساختار اقتصادی محلی تأیید می‌کند. خانم دیکو در پایان می‌گوید: «هر پروژه‌ای که ما راه‌اندازی می‌کنیم به گونه‌ای طراحی شده است که تأثیر مستقیم، پایدار و قابل اندازه‌گیری بر کسب‌وکارها و جوانانی که از آنها حمایت می‌کنیم، داشته باشد.» بنابراین، به نظر می‌رسد آینده‌ی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ساحل عاج با سرعت بالایی در حال رقم خوردن است و پروژه‌های مشخص و یک تیم مدیریتی مصمم و متعهد، آن را هدایت می‌کنند.

 

لیست SME های شناخته شده به عنوان اعضای جنبش شرکت‌های کوچک و متوسط